ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

سلام به همگی

خوش میگذره ؟؟؟  هفته پیش که ماموریت بودم

و این هفته هم که مشغول تحویل کارهای ادارم هستم امروز فقط نشستم کارتابلمو درست کردم و نامه های الکی و پاک کردم و بقیه رو هم تقسیم بندی کردم

امشب هم ساعت 7 عصر خونمونو  اجاره میدیم  و تا آخر هفته باید تحویل بدیم این 1 2 هفته آخرم که میریم خونه مامانم  و عملا بدون خونه میشیم

خدا رو شکر همه کارا سر وقت انجام شد

تا الان به هیچ کس نگفتیم میخواییم بریم البته بجز خواهرم و شما دوستای خوبم

نیشخند

بعد فکرشو کن این هفته چمدون به دست میریم خونه مامانم و همه میبینن دیگه تو خونه خودمون نیستیم نیشخند

دیگه خبر خاصی نیست

الان همه فکرم با رفتن مشغوله و هیچی دیگه به ذهنم نمیرسه بخوام بگم

ببخشید دیگه

شاد باشید

 

 

 

 


 
 
ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ اسفند ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

سلام

خوب هستید؟؟؟خوش میگذره ؟؟

امروز از صبح تا الان این ورو اون ور میدویدم

شنبه هم دارم میرم ماموریت و فعلا  خونمونو اجاره ندادیم و هیچی از وسائلمونم جمع نکردیم ناراحت

البته این کارا شاید یکی دو هفته بیشتر کار نداشته باشه

اما شرکت اتم این ماه یه عالمه کار داشت  که بیشتر شلوغیمون برای کارای شرکت اتم بود و اصلا نرسیدیم کارای خودمونو انجام بدیم 

 تازه الان باید صورت حساباشونو بزنیم  و امیدوارم قبل از رفتنمون نقد شن 

 علاوه بر اون من اصلا وقت نداشتم دندونامو دست کنم و چکاپ کنم و میدونم 2 تا دندونی که عصب کشی کردم الان نیاز به روکش دارن وگرنه میریزه ناراحت

خرید هم ندارم  مگه یکم خوراکی چون لباس رو  اونجا راحتتر میتونم بخرم

دیگه خبری نیست

هفته دیگه ماموریتم شاید بتونم آنلاین شم

مراقب خودتون باشید


 
 
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ اسفند ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

آی آزادی!

آی آزادی! اگر روزی به سرزمین من رسیدی، برای مان  از مرگ نگو. به گورستان نرو ، گورستان پایان است ، نباید آغاز باشد. این بار توی دهان هیچ کس نزن، وعده ی توخالی نده، نفت را بر سر سفره ها نیار، نان  مان را بر سر سفره ها یمان باقی بگذار. از آب و برق مجانی نگو. از تلاش  انسانی بگو، از سازندگی و آبادانی بگو.از تعهد کور نگو ، از تخصص و دانش و شور بگو.

آی آزادی! اگر روزی به سرزمین من رسیدی، با شادی بیا ، با مارش نظامی و جنگ نیا ، با آواز و موسیقی و رنگ بیا.با تفنگ های بزرگ در دست کودکان کوچک نیا، با گل و بوسه و کتاب بیا. از تقوا و جنگ و شهادت نگو، از انسانیت و صلح و شهامت بگو. برایمان از زندگی بگو، از پنجره های باز بگو،  دلهای ما را با نسیم آشتی بده، با دوستی  و عشق آشنایمان کن. به ما بیاموز که چگونه زندگی کنیم، چگونه مردن را به وقت خود خواهیم آموخت.به ما شان انسان بودن را بیاموز، به خدا ” خود” خواهیم رسید.

آی آزادی ، اگر به سر زمین من رسیدی ، بر قلبهای عاشق ما قدم بگذار ، مهرت را در دلهای ما بیفکن تا آزادگی در درون ما بجوشد و تو را با هیچ چیز دیگری تاخت نزنیم.  با هر نفس یادمان بماند که تو از نفس عزیز تری!  بدانیم که آزادی یک نعمت نیست، یک مسولیت است . به ما بیاموز که داشتن و نگهداشتن تو سخت است! ما را با خودت آشنا کن، ما از تو چیز زیادی نمی دانیم. ما فقط نامت را زمزمه کرده ایم. ما به وسعت یک تاریخ از تو محروم مانده ایم. ای نادیده ترین !اگر آمدی با نشانی بیا که تو را بشناسیم ..

هان !آی آزادی ، اگر به سرزمین ما آمدی ، با آگاهی بیا . تا بر دروازه های این شهر تو را با شمشیر گردن نزنیم ،تا در حافظه ی کند تاریخ نگذاریم که  تو را از ما بدزدند ، تا تو را با بی بند و باری و هیچ بدل دیگری اشتباه نگیریم. آخر می دانی ؟  بهای قدمهای تو بر این خاک خون های خوب ترین فرزندان این  سرزمین بوده است.بهای تو سنگین ترین بهای دنیاست .

پس این بار با آگاهی بیا. با آگاهی. با آگاهی

 

این متن رو از یه ایمیل گرفتم دلم نیومد با دوستام به اشتراک نزارم


 
 
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ بهمن ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

سلام به همه دوستای خوبم

چه خبرا ؟؟؟خوش میگذره ؟؟؟

ما هم خبر خاصی نیست

پنج شنبه و جمعه کرج بودیم و همش مهمونی بازی و خوردیم و به اندازه 1 هفته انرژی ذخیره کردیم نیشخندخیلی خوبه ما چون خونمون تهرانه همش میریم مهمونی و چون برای کرجیا سخته بیان تهران اینه که ما اصلا پس نمیدیم  نیشخند

البته تعارف میکنیم بیاید خونه ما اونا هم میگن آخه شما دورید و دوتایید اومدن براتون راحته از ما ناراحت نشید   برای شما اومدن راحته ما سخته با بچه داریم

من میگم قربنتون برم اصلاااا ایراد نداره خیلیییییی سخته  برای شما ما اصلااااااا ناراحت نمیشیم نیشخند

خلاصه این هفته خونه عموی اتم و یکی از دختر خاله هاش دعوت بودیم

دیگه در جریانید اول اسفند که قراره در اعتراض به کشته شدگان هفته پیش،و همینطور اعتراض ه اعدامم و دستگیری سران ف ت ن ه!!!!  ملت  بیان بیرون ناراحت

این هفته یه استاد از خارجه برای تدریس از طرف شرکت اتم داره میاد ایران که هفته پیش به اتم گفت ایران شلوغه؟؟؟ اتم هم گفته نه تموم شده نیشخندحالا فکرشو کن اگه یکشنبه شلوغ شه ممکنه پروازش که دوشنبه به ایران هست رو کنسل کنه و یه عالمه شرکت اتم ضرر میکنه

ولش کن حرف  س ی ا سی نزنیم نیشخند

منتظر میمونیم ببینیم یکشنبه چی میشه

من برم

مراقب خودتون باشید

 

 

 

 

 


 
 
ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

سلام سلام صد تا سلام

خوش میگذره ؟؟؟

من هم بد نیستم و فقط داریم کارامون تند تند انجام میدیم

چهارشنبه اگهی کردیم برای اجاره خونه البته سینا میگفت الان و اوضاع اجاره خوب نیست

حالا ایشالله زودی بگیرنش

واییی یه چی تعریف کنم بخندید البته الان خنده داره دیروز من کلی حرص خوردم!!!!!

دو روز پیش رفتم برای یکی از اتاقا کاغذ دیواری سفارش دادم که دیروز فروشنده بهم زنگ زد گفت دارن میان نصبش کنن

منم تند تند از اداره مرخصی گرفتم رفتم

یه مرده اومد خلاصه گفت اینجا خیلی کار داره

 زیر کاری انقدر پولش میشه  نمیدونم انقدر برای نصب و خلاصه با اون پولی که با فروشنده طی کرده بودیم دو برابری میشد گفتم باشه اگه خوب و صاف بشه ایرادی نداره من کارو میبینم

دیگه کارشو کرد که داشت تموم میشد اتم هم اومد خونه

من هم رفتم تو اتاق دیدم چه گندی زده

اصلا زیر کاری درستی نکرده بود و کاغذها همش چروک و درزاش کاملا مشخص

گفتم آقا آخه این چه طرزه کاره  من فردا میام با اون صاحب کارت تسویه میکنم خلاصه دیونه شده بود هر چی از دهنش اود بهمون گفتم

اتم هم که شدیدا از آبروش میترسه گفت ولش کن بزار بره بابا حالا یکی میگیم بیاد درستش کنه

گفتم آخه مساله اینه گند زد به کاغذ ها دادو بیداد هم میکنه

دیگه شروع کرد به داد و بیداد

دیروز هم من تو خونه بی بی سی رو گذاشته بودم و چند تا از دوستام که بهم زنگ زدن و بیرون بودن میگفتن چی شده الان چه خبره

خلاصه این آقای بی جنبه هم اینو دست گرفته بود میخواست پول دو برابر برای این کار خرابش بگیره

و هی میگفت الان زنگ میزنم میگم بیان ببرنتون و میگم اینا س ی ا سی هستن  

میبینید تر خدا تعجب

کارشو گند زده بود پول دو برابرم میخواست و هی میگفت شما اگه با من را نیاید زنگ میزنم ١١٠

میبیند تر خدا همه ارزشها از بین رفته بجای اینکه کارشو درست انجام شده اسمون ریسمون میبافه تعجب

خلاصه کارتهای بسیجی ایناشم در اورد میخواست منو بترسونه تعجب

خیلی روزگار غربیی است!!!!!!!

نیشخندقهقهه

دیگه اینم از خبر دیروز نیشخند

 

 

 


 
 
ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

دوستان عزیز ،

هفته گذشته، یکی دیگر از هواپیماهای کهنه و قدیمی ما، در ایران سقوط کرد و باعث مرگ بیش از ۷۰ نفر هز مزدم این آب و خاک شد.
این یازدهمین سانحه ی هواپیمایی ایران در ۱۰ سال گذشته (بیش از ۹۰۰ نفر قربانی) است. همانطور که می دانید، ایالات متحده  ، شرکت های حمل و نقل هوایی را از فروش و تعمیر  هواپیما ممنوع کرده است و تحریمی را مستقیم به مردم ایران ، نه دولت ایران،  تحمیل کرده است. این یکی از دلایل (البته نه تنها دلیل) اصلی حوادث و سوانح هوایی اخیر در ایران است .
یادمان باشد که هواپیماها فرسوده تر از آن هستند که با تعویض چند قطعه از خطر سقوط نجات پیدا کنند

من بدینوسیله از شما درخواست  دارم به لینک زیر مراجعه و  دادخواست زیر را امضاء کنید و تعداد درخواست کنندگان لغو تحریم فروش هواپیمای مسافربری به ایران  را به بالا ببرد.

http://www.petitiononline.com/SL13579/petition.html 

*اگر هرکس این لینک رو در وبلاگش بذاره ممنون میشم.


 
 
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،

اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

اگر برده‏ عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی

اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی،
که حداقل یک بار در تمام زندگیت
ورای مصلحت‌اندیشی بروی.

امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن!

 


 
 
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

سلام

امروز اعصابنیم خیلی زیاد

سقف پارکینگ خونمون چکه میکرد و دلیلش هم از سیفون توالت ما بود زنگ زدم به یه نشت یاب و گفت میایم تضمینی درستش میکنم خلاصه ٢ تا آدم احمق اومدن که هر چی میگفتم بابا مشکلش اینه میگفت نه این باید فنر بزنیم خلاصه کار خودشونو کردن و اصلا گوش نمیدادند من چی میگم منم گفتم باشه هر کاری میخوایید بکنید اما  تضمین کنید درست شده و روی ورق بنویسد عصبانی

  امروز صبح قبل اینکه بیام اداره چک کردم و دیدم بازم چکه میکنه عصبانیخلاصه شاکی زنگ زدم و اولش خودشو زد به اون راه که منو نمیشناسه منم هر چی از دهنم در اومد بهش گفتم و گفتم من از شما برگه ضمانت گرفتم لطف کنید زود بیاید درستش کنید وگرنه زنگ میزنم 110

اونم ریلکس گفت ببینم چی مشه بهت  زنگ میزنم!!!!! و تا الان زنگ نزده 

 منم زنگ میزنم گوشیمو جواب نمیده

به اتم هم زنگ زدم میگه این ورقها اصلا قابل پیگرد نیست

نمیدونم مردم چطور این جور پولا از گلوشون پایین میره ؟؟؟؟!!!!!!!

دیگه اینکه امروز رفتم وبلاگ آتی و دیدم کار پیدا کرده خیلی خوشحال شدم هوراوقتی دیدم از اینکه کار پیدا کرده، خوشحاله یکم اعصبانیتم فروکش کرد و خیلی براش خوشحال شدم امیدوارم که تو کارش موفق باشه قلب

دیگه خبر خاصیی نیست

امروز هم ریسم رفته ماموریت  هورا

من برم با یه شماره دیگه زنگ بزنم ببینم جواب میده

ا

 

 

 


 
← صفحه بعد صفحه قبل →