وای چقدر زود میگذره پارسال همین موقها بود ما تو قاره دیگه بودیم وقتی که اقامت دایممون امد برای اینکه ورودمونو ثبت کنیم با آقای اتم به آن سوی اقیانوسها رفتیم خیلی زود گذشت اما ما هنوز تصمیمونو برای رفتن نگرفتیم اولش که میگفتیم میریم وسایلمونو جمع میکنیم برمیگردیم اما یه سال گذشتو من اینجا در خدمتتون هستم .
.
تو ایران اوضاع احوالمون بد نیست آقا پنگول خان (اتم) کارش خیلی خوبه خودشم یه شرکت داره با استعداد مخ زنیم که از ایشون سراغ دارم مطمنا تو ایران جای خیلی پیشرفت هست اما فکر شومیکنم الان اتم خیلی کار میکنه تا عصر سر یه کاره عصرم میره شرکت خودش با 1000 تا دغدغه هر چند خودش خیلی کار کردنو دوست داره اما دوست ندارم انقدر بهش قشار بیاد
این شرکتی که آقا اتم کار میکنه یه شرکت اینتر نشنال که تو اون کشوری که میخواییم بریم هم فعال اما وقتی میتونه اونجا بره که پروژه ایرانشون تموم شه حالا خیلیم معلوم نیست کی پروژشون تموم میشه اگرم تموم شه هر کشوری که اونا میگن باید بریم
اما اتمی رابطش با ریسش خیلی خوبه اینه که به همون کشوری که خودمون میخواییم به احتمال زیاد میفرستنش اما میترسم پروژه ایرانشون انقدر طول بکشه که بازم به دردسرهای تمدید ویزا بیفتیم
من که مطمینم اونجا بریم برا کار اقدام کنیم کار پیدا میکنیم اما من دوست ندارم اصلا الاف شیم
من و اتم بهترین دانشگاه فنی ایران درس خوندیم ایشون شانش اوردن و یه شرکت خارجی رفتن و رزومش خیلی خوبه حالا مال منم بد نیست اما بازم دلهره دارم
اینجا هم که هستیم هیچ کاری نمیکنیم خونمون مثل خونه دانشجویی شده از وقتی که ازدواج کردم حتی یه قاشقم به وسایلمون اضافه نکردم همش میگم بابا ما که داریم میریم بی خیال
هزاران فاکتور هست اینه که نمیتونیم تصمیم بگیریم
خلاصه روزگار غریبست نازنین
کاش منم مثل ا. ن یه پیشگو داشتم بهمون میگفت چه کار کنیم 
همه چیو به خدا سپردم که بهترین راهو جلو پامون بزاره همینطوری که تا الان بوده
خدایااااااااااااااااااااا شکرت تنها ٢ روزه دیگر تا ورود اتم باقیستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
شمارش معکوسه دیگه
مراقب خودتون باشید
یا حق