ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ خرداد ،۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

سلام به همه دوستای خوبم ماچ

ببخشید که نمیام و آاپ نمیکنم راستش خیلی‌ سرم شلوغ و اصلا وقت ندارم هر چند به یاد همتون هستم 

اینجا سر کار که صفحه کامپیوترمو رئیسم می‌بینه و تو همش مشغول کار هستم  و شب‌ها هم اصلا برای نوشتن و خوندن وقت نمی‌شه اما از این به بد سعی‌ می‌کنم که بیشتر بیام و بخونم 

آخه همیشه فکر می‌کنم از وبلاگ خوندن خیلی‌ چیزا یاد گرفتم 

الان یه ماهی‌ می‌شه که میرم سر کار و حقوق اولمو گرفتم و خیلی‌ خوب بودنیشخندو البته امروز مثل خوشحال‌ها  یه عالم لباس خریدم و کلی‌ ذوق کردم و دیگه اصلا به قیمت نگاه نمیکردم و حس می‌کردم  باید به خودم جایزه بدم اینه که امروز بدون دیدن قیمت یه عالم لباس خریدم چشمک

کلا زندگی‌ اینجا خیلی‌ خوبه و محیط کار و همه چیشیو خیلی‌ دوست دارم و الان فکر می‌کنم چقدر دخترای ایران گناه دارن و شرایط خیلی‌ سختهناراحت

هر چند زندگی‌ ایران  خوبیهای زیادی هم داره و اونم بودن با خانواده، فامیله و .... هستش

دیگه اینکه ریسمو خیلی‌ دوست دارم یه پیر مرد که مثل بابا‌های مهربونه و البته رئیس مستقیمم یه آقای تقریبا  جوونه که خیلی‌ با رئیس قبلیم که ایران بودم فرقی‌ نداره و اخلاقش فکر کنم مثل همون رئیس قبلیم که ‌همش تو مسخره با زی‌ بود هست.

 

دیگه هیچی‌ به ذهنم نمیرسه زبان

شاد باشید 

 

 


 
 
ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ اردیبهشت ،۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

سلام به همه دوستای خوبم

هفته گذشته رفتم و تست پزشکی دادم و  امروز صبح رئیسم تماس گرفت و برای ناهار دعوتم کرد و نامه قردادمو بهم دادن  خیلی امروز خوشحالم و دوست دارم امروز رو به عنوان یکی از بهترین روزای زندگیم بنویسم که همیشه یادم بمونه و هیچوقت برام تکراری نشه نیشخند

راستش خیلی احساس خوبی دارم و یه هیجان خوبی دارم هورا

فقط یکم تو دلم دلهره است که بتونم کارهامو خوب و درست انجام بدم و هیچ روزی نباشه که احساس ناراحتی و کم اوردن نکنم چون میدونم اگه تو محیط کار ناراحت باشم تو تمام زندگیم خیلی تاثیر میزارهو همه ذهنمو مشغول میکنه

حالا من همه چی رو تا الان به خدا سپردم و فکر میکنم اگه تلاشمو بکنم از این به بعدم همه چی خوب پیش میره

الان هم دارم کتاب آئین نامه رو میخونم که دوشنبه امتحان آئین نامه بدم و چند جلسه  کلاس عملی رانندگی برم برای قسمت عملی و قبل از اینکه کارم جدی شروع شه برای مدرک رانندگیم اقدام کنم

آخه اینجا رانندگیش سمت راسته و من کلا قاطیم و اوایلش که از خیابون  رد میشدم مسیر اومدن ماشیتو نمیدوستم و همه ورو نگاه میکنیم نیشخند

دیگه من برم

خوش باشید

 

 


 
 
ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

سلام سلام صد تا سلام

خوش میگذره دوستای خوبم

اومدم خبرای خوب بگم

این مدت یه شرکت من و اتم رو برای مصاحبه خواستن و رئیسش خیلی با ما ذوق کرده بود و گفته بود جفتمونو میخواد

اولش که گفتن یه پوزیشن خالی هست اما بعد جفتمون برای مصاحبه رفتیم گفت ما دو تا جا براتون در نظر گرفتیم خلاصه کار من و اتم درست شد و جمعه باید برای تست پزشکی برم

حالا در این مدت به اتم از یه شرکت دیگه هم زنگ زدن که بیاد و اون شرکته هم فکر کنم درست شه

خلاصه من اصلا دوست نداشتم آقای اتم همکارم شه که همین اتفاق داره میفته و فکر کنم شرکت دومی رو قبول کنه

دیگه اینم از کار که این همه فکرمو تو ایران مشغول کرده بود و به یک ماه نرسید که درست شد

این فامیلمون میگه تو خیلی کم طاقتی اینه که خدا هر چی میخوای زود بهت میده نیشخند

 

خیلی خدا رو دوست دارم هر چی تا الان خواستیم درست شده بدون دردسر

حالا یه اتفاق بامزه بگم

یکی از دوستامون که تو همین شرکتی که من دارم میرم کار میکنه و اونم تو استرالیاست

قبل اینکه بیایم گفتم آقای .. شرکتتون نیرو نمیخواد گفت نه والا حالا اگه بخوان خبرت میکنم نیشخندبعد من به اتم گفتم فکر نکنم اونجا جای خالی داشته باشه و بر شانش اپلای کردیم

خیلیییی با حاله نه

نه تنها کمک نمیکردن بلکه به بیراهه هم میبردنت

حالا شانسی که ما اوردیم برای مصاحبه که رفتیم ایشون خدا رو شکر آمریکا تشریف داشتن و قطعا بیکار نمینشست نیشخند

خلاصه همه این اتفاقات کاره خداست که در این موقعیت این آدمها نباشن و کار ما به خوبی پیش بره

خلاصه الان از هالیدی برمیگرده میاد میبینه به به!!!!!! من همکارش شدمخنده

دیگه خبره خاصی نیست

خوش باشید

 

 

 


 
 
ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ فروردین ،۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

سلام به همه دوستان

ببخشید این روزا کمتر میام آپ میکنم دلیل بر بی معرفتیم نیست راستش این اقای اتم همش پای کامپیوتره و اصلا وقت نمیشه که من بیام وبلاگ بخونم و یکم آنلاین باشم

نیشخند 

وای دیروز یه چیزه بامزه دیدم

یه دختر سیاه پوست خط چشم مشکی کشیده بود قلبوای خدایا عاشقش شدم

اصلا نمیشد تشخیص داد که خط چشم داره من چون چشمای خیلی خوشگلی داشت نگاه کردم و بعد فهمیدم ایشون خط چشم کشیده

رنگ خط چشم با رنگ پوستش یکی بود

خلاصه خیلی دوستش داشتم قلب

دیگه اینجا من برای چند تا کار اپلای کردم و اوضاع کار به نظر خوب میاد و چند تایشون تماس گرفتن و البته برای یه ایالتای دیگه بوده که البته اون ایالتا از این ایالتی که هستیم خیلیییی بهتره و امیدواره که درست بشه

اما حالا هر چی خدا بخواد

کارم درست شه سریع در جریانتون میزارم

دیگه خبره خاصی نیست و همه چیی خیلییی خوب پیش میره

مراقب خودتون باشید

راستی دلژین جون کماکان من نمیتونم وارد وبلاگت شم


 
 
ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ فروردین ،۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

سلام به دوستای خوبم

خوش میگذره؟؟

ما هم که بعد یه هفته خوابمون تنظیم شده و به حالت عادی برگشتیم

اینجا رو نمیدونم چرا این دفعه خیلی بیشتر دوست دارم و خیلی زودتر  عادت کردم و دلتنگیم کمتره

دیشب داشتم به اتم میگفتم اصلا این حالتو دوست ندارم که برام ایران یا جای دیگه فرقی نداره و خیلی ناسیونالیست نیستم فقط دلتنگ مامانم و خواهرم میشم

از اینجا بخوامم بگم همه چیشو دوست دارم بجز ایرانی های که اینجا زندگی میکنن و خیلی عجیب هستن !!!! نمیدونم شاید ما هم اینجا باشیم عوض شیم

کلا میمیرن بخوان یه راهنماییت کنن و الان اینجا ما چند تا دوست خارجی که با فامیلمون دوست هستن  بیشتر در تماسیم  خیلیییی  مهربونن

جالبه بعضیاشون(ایرانیا) حتی نمیگن کجا کار میکنن چه برسه به اینکه اگه موقعیت کاری باشه بخوان کسی  رو معرفی کنن !!!!!!

اینجا خییلی آرامشمون بیشتره من و اتم عصرا با هم میریم میدویم کارهای که تو ایران اصلا وقتشو نداشتیم

اتم از وقتی اومدیم اینجا دیگه سیگار نمیکشه نیشخندخودش میگه اونجا از بس تو بدو بدو بودم اگه سیگار نمیکشیدم میترکیدم و این یعنی یه قدم به سمت زندگی سالم نیشخند

حالا میخوام  یه باشگاه تنیس پیدا کنم برم

دیگه خبر خاصی نیست

شاد باشید

بوووس

 

 

 

 

 


 
 
ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ فروردین ،۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

سلام به همگی

سال نو همگی با تاخیر مبارک

ما که چند روزی هست که اومدیم کشور جدید و تازه تونستم فونت فارسی برای کامپیوتر نصب کنم و در اولین فرصت آپ کردم

اینجا همه چی روبراه شده

از این به بعد فکر کنم وقت زیاد دارم که آپ کنم و بنویسمو براتون از اتفاقای اینجا بنویسم

تا الان که همه چی خوب بوده و فقط دلتنگی و خاطرات روز آخر ایران که تو ذهنم میاد  و مامانم و خواهرم که همش جلوی چشمام هستن

انقدر اینجا نیومدم دیگه نمیدونم چطوری باید بنویسم نیشخند

الان که ساعت 12 شبه و اتم و این دختر فامیلمون دارن سیمسون (کارتون بچه ها ) رو نگاه میکنن منم که به لپ تاپ روی تخت دراز کشیدم

فعلا من برم

شاد باشید

 

 

 

 


 
 
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ اسفند ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

 این هفته یه عالمه کار داشتیم خونمونو که اجاره دادیم و همش در رفت و آمدیم و هر شب خونه یکی هستیم 

دیگه تقریبا همه فهمیدن داریم میریم و البته همش میگن وای برا چی میخوایید برید اینجا که اوضاع احوالتون خوبه

خلاصه به اتم گفتم خوب شد تا الان به کسی نگفتیم وگرنه هی میگفتن چرا میخوایید برید و نظرمونو عوض میکردن

یکم دلم گرفته اما اصلا نمیخوام به موضوعها ناراحت کننده فکر کنم چون هر بخوای فکر کنی مسایل ناراحت کننده بیشتر میشه

یکم دو دلم برای رفتن آخه امسال از نظر کاری، خیلی سال خوبی بود  و اوضاع شرکت    اتم خیلی خوب شده بود و مطمئنا سال آینده هم بهتر میشد

اما اتم میگه هر تغییری یه تجربه است و زندگی باید جاری باشه اگه کارای که اینجا تونستیم انجام بدیم اونجا هم میکنم و همینطور قرار نیست کارای شرکتمو اینجا تعطیل کنم

و الان همه کارارو به دختر خالم داده

البته یه مسئله هم هست که همه چی پول نیست و ما تا اونجا باشیم و پاسپورتمونم بگریم بازم دیر نشده برای هر کاری

خلاصه الان با این فکر و ایده ها داریم میریم

دیگه من برم

مراقب خودتون باشید


 
 
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

سلام به همگی

خوش میگذره ؟؟؟

الان خواهرم زنگ زده میگه یه آتلیه عکس که لباس و تزیین بچه  و همینطور لباس حیون داشته باشه  و قبل عید هم وقت بده برام پیدا میکنی ؟؟

منم مثل خوشحالا رفتم تو نی نی سایت و یه کم جستجو کردم. دیدم به به  چه خبره

اولا  که  ماشالله چقدر مادرا برا بچشون وقت میزارن حتی برای عکسشم  حتما از 5 ماه قبل از فلان کسک وقت میگیرن  !!!! بعد هر سال تولد بچه هاشون میبرن آتلیه نیشخند و هر دفعه 800 هزار، یه میلیون برای فقط عکس تولدی که تو آتلیه هست پول میدن و کلا یه کشمکشی تو نی نی سایت  سر  عکس بچشونه که بیا و ببین

و زنگ زدم چند تا شماره ماشالله فقط ورودیشون 100 تا 200 !!!!

وای خدایا این فقط یه قلمشه  فکر کن برای همه کارا در حد یه تولد  چقدر از قبل تدارکات میبینن

وای من که دیگه منصرف شدم از بچه دار شدن نیشخند

فکر کن یه بچه میخوای که باهاش حال کنی  و تربیتش کنی بعد باید کارو بار و خودت و همه چیو ول کنی بشینی این چیزارو تو اینترنت براش پیدا کنی وگرنه بعدا بزررگ میشه و اون براش این کارا نشده  و همه تمرکزت روی لباسشو، تولدش ، رنگ اتاق و مدل موکت  و .....باشه  

من عمراااااااااااااا بتونم این کارارو بکنم نمیدونم شاید بعدا  تو سیکلش بیوفتم

 اما کلا  در حال حاضر که خیلی سنتی فکر میکنم چشمک

زنگ زدم خواهرم گفتم ببین عزیزم با اون  پولا فقط ورودی آتلیه کودک میشه

حالا گفتم یه لباس حیون و چند تا بالماسکه  براش میخرم خودم ازش عکس میندازم  و با فتو شاپ درست میکنم

عزیزم به  خواهر زادمم گفتم خاله پولش زیاده مامانت انقدر نداره  که بریم عکاسی

گفت  باشه  مامان پول نداره قربونش برم 

عاشقشممممم

گفتم اینارو بنویسم یادتون باشه برای تولد نی نیتون از 5 ماه قبل  آتلیه و باغ و .... وقت بگیرید وگرنه پر میشه چشمک

 

 

 

 


 
← صفحه بعد